السيد الخميني
مقدمة الآشتياني 72
مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية
ومراد از « أبدان » أعيان تبعي قدرى واقع در صقع لاهوت است . وتعبير به أبدان نورانية بلا أرواح از اين لحاظ است كه حقايق أعيان طينت وبه منزلهء مادهء قابل تعلق به وجود خاص است ، كه از ناحيهء « نفس رحماني » ومشيّت ساريه به وجود خاص موجود شوند وبه همين جهت از آن وجود خاص تعبير به « أرواح » كردهاند . بايد توجه داشت كه مراد از « خلق » تقدير است و « خلق » به معناى « قدّر » مىباشد . أعيان ثابتهء آن بزرگواران سمت سيادت بر أعيان كافهء ذرارى وجود دارد . وخود أنوار واحدهاند كه در موطن عهد وميثاق ونشئت ذرّيه به تحقق قدرى متحققند . ومراد از « روح القدس » فيض أقدس وتجلى ارفع اعلاى حقيقة الحقائق است . مقصود از نقل اين روايات آن است كه در كلام أرباب ولايت وعصمت به عالم « قدر » تصريح شده است واز عالم ميثاق وعهد والست وقدر أول تعبير به أظلال وأظلَّه فرمودهاند . حضرت مؤلف عظيم در « مصباح » چهل ونهم به تقرير مطلبي عالي پرداختهاند ، وگوشزد فرمودهاند كه مكالمه وتقاول ومقاوله در هر عالمي مناسب با آن عالم است وانباء واخبار به حسب عوالم مختلف است . ودر اين أصل أصيل سرّ مراتب كلام الهى ومعناى كلام الله مطوى ومذكور است . انباء در عالم أعيان ثابته وأسماء إلهية غير از مكالمه ومقاولهء حق تعالى با ملايكه در عالم جبروت است ونيز تكلم در عالم شهادت مضاف ، يعنى عالم مثال ، غير از انباء واخبار وتكلم در عالم جبروت است . تقاول در عالم مثال وتكلم در دنيا وعالم شهادت با آن كه مختلفند ، ولى بين تكلم در اين دو عالم مناسبت بيشتر است تا انباء در عالم جبروت . از آن چه كه در اين « مصباح » بر سبيل اشاره ذكر شده است شخص هوشمند به مراتب ودرجات كلام الهى پى مىبرد ومىفهمد كه تكلم حق وخطاب وجود مطلق در عالم أعيان قدريه وانباء غيبى حق در عالم احديت وواحديت عبارت است از عرضه داشتن صفات وأسماء وكمالات بر خويشتن ، نظير حديث نفس . وأعيان به لسان استعداد ذاتي وتكلم ثبوتي طلب ظهور خارجي نمودند وحق به اسم « السميع » كلام آنها را شنيد وبه اسم « المتكلم » كليهء قوافل